صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

223

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

حيا تقريبا در اين مورد ميان راغب و شريف جرجانى در تعريف حيا اختلافى وجود ندارد . راغب در مفردات مىگويد : « حيا گرفتگى نفس از زشتيها و ترك آن به اين خاطر است . » يعنى ترك نفس از زشتيها و دور كردن نفس از آن كه نفس را يادآور قلمداد مىكند . جرجانى در تعريفات مىگويد : « حيا گرفتگى نفس از چيزى و ترك آن به خاطر پرهيز از سرزنش است . » هردو مرادشان از گرفتگى نفس ، تنفّر و امتناع آن از دست يازيدن به عملى است كه ننگ و عار و خوارى در پى دارد و موجب آزار ، ضرر و توهين مىگردد . مىتوان براين باور بود كه جرجانى در تعريفش ، به راغب - كه قبل از وى بوده - تكيه نموده است . قشيرى در رساله به نقل از يكى صوفيان در تعريف حيا مىگويد : « گرفتگى قلب به خاطر تعظيم پروردگار است . » از قول جنيد نقل مىكند كه : كسى از وى دربارهء حيا پرسيد ، گفت : « تأمّل در نعمتها و تأمّل در تقصير . » يعنى تأمّل در نعمتهاى خداوند و شناخت نعمتهايى است كه به بندگان ارزانى فرموده و نيكى و مواهبى كه در دنيا براى آنها مسخّر نموده و تأمّل در تقصير آدمى در حقّ خود و حقّ خداوند سبحان . وقتى اين دو تأمّل و انديشه براى عقل شخص با بصيرت و آگاه كشف گردد ، آن حالتى را كه نزد او به وجود مىآيد ، حيا مىناميم ؛ چون در عبادت خداوند و اقدام به شكر و تعظيم او دچار كوتاهى مىشود و همچنين به خاطر ناتوانى و ضعف او در اداى حقّى از حقوق خداوند كوتاهى مىورزد . او به خوبى مىداند كه با خدمتش - هرچند بزرگ باشد - نمىتواند با يك حقّ نعمتهاى خداوند ،